تبلیغات
آخرین تنها - هفت سین...
آخرین تنها
برای تو که دیگر نیستی...

تحویله ساله نو بی تو بدونه تو تکراره سالای تاریکه پشت سر

سالایی که توشون از تو اثر نبود نه یه نشونیو نه خطو نه خبر

یه ماهی قرمزه مرده رو تنگه آب که خواب آخرش یخ بسته تو چشاش

یه سبزه ی کچل تو کاسه سفال که گندمی شدن رویا شده براش

این سفره ی منه وقتی تو غایبی وقتی که ساله نو یه شوخیه برام

این سفره ی منه تو قحطیه چشات وقتی که دوره دور از دسترسی برام

وقتی که دوره دور از دسترسی برام...

دور از تو ساله نو روزاش پر از غمه روزایی که توشون از تو نشونه نیست

دور از تو ساله نو از کهنه بدتره این سفره خالیه این خونه خونه نیست

یه دسته سنبله پژمرده ی بنفش با چند تا سکه ی ده شاهیه سیاه

یه ساعته خراب که کل زندگیش وقتو نشون داده اما به اشتباه

این سفره ی منه وقتی تو غایبی وقتی که ساله نو یه شوخیه برام

این سفره ی منه تو قحطیه چشات وقتی که دوره دور از دسترسی برام

وقتی که دوره دور از دسترسی برام

من پای سفره ام این سفره ی سیاه تو هم کنار یک سفره پر از بهار

عیدت مبارکو سالت پر از خوشی یکبار عیدو هم به تبریک من بیا

این سفره ی منه وقتی تو غایبی وقتی که ساله نو یه شوخیه برام

این سفره ی منه تو قحطیه چشات وقتی که دوره دور از دسترسی برام

وقتی که دوره دور از دسترسی برام



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 فروردین 1397 توسط وحید امیرعسجدی | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
دلتنگی بیماری خوبی است حیف که ازش نمیشود خیلی بار برداشت همین طور به عمق می رود، گود میشود از یک نقطه شروع میکند و پیش میرود همه نشانها را هم میگیرد یعنی اولش یک شعری را میشنوی دلت تنگ میشود کسی را میخواهی که باشد کنار تو و آن شعر مثلا و نیست پس دلت تنگ میشود. اما کم کم همه جا را میگیرد. یک تکه ابر گوشه آسمان است دلت تنگ میشود. یک تکه ابر کنار آسمان نیست، دلت تنگ میشود. آفتابی افتاده روی برگی، برگی افتاده روی آبی، آبی پاشیده به صورتی، مویی، نگاهی! نگاهی افتاده به تصویری، تصویری رسیده از کسی، سبز آبی صورتی و تو دلت تنگ میشود همین طور تنگ میشود تولد است میخندند دلت تنگ میشود عزاست، میگریند. دلت تنگ میشود. اشک سرازیر است، اشک نمی آید. هوا خوب است. هوا بد است. باران است، توفان میشود. باران نیست. آفتاب داغ داغ است. تابستان، زمستان، شب، روز، وقت، بی وقت، دلت تنگ میشود، تنگ میشود!
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» با بسته ای کبریت وارد اتاق تاریکی می شوید... که یک شمع... یک چراغ نفتی و یک بخاری در آن است. ابتدا کدام یک را روشن می کنید؟





پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :